اين بار شما پاسخ دهيد

 

اين بار شما پاسخ دهيد

 

در عرصه اجتماعي و سياسي ، ما همواره نظاره گر مردماني هستيم كه سر بر گريبان دارند و در هر زمينه اي مهر سكوت بر لبان خويش دوخته و در بيان آنچه در سر دارند خموش و ساكتند  واز اين گذر ، انسانهاي خودكامه ، هزينه زندگی خويش را از سكوت همين مردم فراچنگ ميآورند كه سكوت اختيار كرده و به سخنانشان گوش مي دهند.اساسا انسانها در برخورد با ناموس خويش ، يعنی عقل به چند دسته تقسيم می شوند : گروهي اصلا جرات دانستن ندارند و از نزديك شدن به برخي از انديشه هاي مردافكن پرهيز ميكنند و ندانستن را قرين آرامش مي دانند. گروهي ديگر ، قادر به دانستن و كسب آرا و انديشه هاي متضادند ، اما جرات گفتن و تحقق آنها را ندارند و دسته آخر ، افرادي هستند كه چون نكته اي را بر سبيل عقلانيت و وجدان ، راست ديدند ، در به زبان آوردنش دلير مي نمايند.اينان همچون خرمگساني هستند كه شايد هديه خداوند براي هر نسلي باشد. بالطبع شمار اين كسان بسيار معدود است . بايد دانست كه دليري در قلمرو اجتماعي و سياسي الزاما به معناي نافرماني مدني و شورش نيست. در واقع در بطن دليري ، نوعي خويشتنداري و دانايي نهفته است. مسلما دليري شامل آن انسانهايي نمي شود كه جز نق زدن ، كالايي براي عرضه ندارند و همچون بسياري از روشنفكر مآبان ، هزينه زندگي خويش را از راه بد و بيراه گفتن به اين و آن به چنگ مي آورند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  به نظر مي آيد تنها راه دستيابي به انسانهاي دانا ، خويشتن دار و دلير در عرصه اجتماعي و سياسي ، تعليم و تربيتی است كه در خانواده ، مدرسه و جامعه شكل مي گيرد.حفظ اصالت انساني ، خلاقيت و توانايي شخصي و رشد ارزشهاي بنيادين، هدف اساسي تربيت است. اکنون اين سوالات قابل طرح است  كه با چگونه تعليم و تربيتی مي توان « دليري اجتماعي و سياسي »را به مدد شكاكيت و رويكرد انتقادی آدمی به جامعه، انسان ، اخلاق و ارزشهای دروغين حاكم بر آنها فرا چنگ آورد؟ چگونه مي توان آدمی را ‌در «شدن‌» قوام بخشيد تا بتواند ارزشها و باورهای ناصواب حاكم بر جامعه را زير سوال ‌برد و در شمار دليران نام گيرد ؟ چگونه کوششی ، آدمی را به منزلت دليری می‌ نشاند و از هستی انسانی فراتر می‌برد و با فراروياندن انسان به مرزهايی فراسوی خود و فراسوی ارزشهای سنتی حاكم ، نحله ای از دليری شکل می گيرد ؟ راه گذر از انسان مخلوق به انسان آفريدگار کدامست؟ چگونه مي توانيم آنچنانكه نيچه مي پنداشت « آن باشيم كه هستيم » ؟

/ 7 نظر / 21 بازدید
ali

bebin doorkimo niche va sartero neshoondi kenare ham bikhial vali in abede chie yavasheki chasboondi akhare kar man ke gij shodam jane daii

مريم دماوندي

به نظر من نقش خانواده و جامعه در اين امر خيلي مهم است . همه چيز به مدرسه وبر خلاف آنچه كه در يادداشت هژموني تربيت توضيح داده بودي فقط به نظام آموزش و پرورش مربوط نميشه

من

بسيار ×الب است نکضته هايتان:اما من به انديشه ام اين ناصواب است که مردم بگوییم گروهی ساکت می مانند و گروهی بر می آشوبند.در واقع همه بر می خیزند اما کجا چگونه و برای چه؟اینها سوال است.بیگمان آگاهی تربیت تجربیات و پندارهای فرهنگی و دینی از مهمترین عوامل تعیین کننده سطح آستانه بر آشفتگی در سطح آرام خواسته ها و رضایتمندی می باشد. بعدها بیشتر گفتگو کنیم.پوزش اگر سخن به درازا کشید

شهرام

سلام دوست عزيز ، فكر ميكنم خودت در بحث هژموني تربيت به اين سوالات پاسخ داده ايد. يعني با وجود هژموني حاكم بر تربيت ، نبايد انتظار داشت كه آدمها دلير شن.

hosin

خوشم اومد که زدی تو دهن بعضی از اين روشنفکرها که فقط بلدا حرف بزنند.از نوشته های منطقی خوشم مياد. همونطوریکه گفتی ، نباید فقط حرف زد.

سید محمد مرد

فرهنگ سکوت را بايد در ۲۵۰۰سال تاريخ اين مرز و بوم جستجو کرد و دلير بر دار نرفته در اين سرزمين اسطوره نمی شود پس در فرهنگ شرقی آدمهای طاغی داريم نه جامعه طغيانگر فرهنگ ما اندرونی است برادر . قصه شهروندی نيکو با اسطوره های ما جور در نمی آيد با عرفان ما جور نمی شودعرفان اين ملک خود به سخن نمی آلايد و دليری را در راز های سر به مهر ميداند اينچنين است که اين قصه نه ربطی به سلطان جبار دارد نه حرف حساب دلير مردان را توده خوش آيد که اگر خوش آيد دلير بر دار رفته می خواهند .تا باز اسطورهای شود ماندگار. زياده گفتم شيخ عفو بنما.مرسی!!!

اسماعيلي

آنچنانكه خود در كلاس فلسفه تاكيد ميكردي بايد دليري را به عنوان يكي از اهداف عمده تعليم و تربيت ديد.