تربيت شهروند(۱)

 

جامعه را « شهروند » بايد

در بحث «فرهنگ سكوت» رابطه نظام تعليم و تربيت را با نظامهاي توتاليتر و ديكتاتوري به مداقه گذاشتيم و از هماهنگي ميان آن دو سخن گفتيم. همچنين در آن بحث وعده داده بوديم تا به بيان رابطه ميان نظامهاي دموكراتيك و تعليم و تربيت بپردازيم و اكنون آن رخصت فراهم آمده است . در آنجا به اختصار بيان داشتيم كه , در نظامهاي سياسي كه مبتني براصول دمكراسي و مبتنی بر آراء مردم است ، تربيت در خدمت خلق ارزشهای مدنی و پرورش شهروندان مشارکت طلب ، فعال ، قانونگرا ، نقاد و نقد پذير ، آگاه و بصيری است که ضامن رشد و بالندگی کشور می باشند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 در واقع , در نظام دمكراتيك , وظيفه حكومت به قول برتراند راسل , كمك به آفرينش شهروندان خردمند و توانا ساختن آنها براي زندگي اجتماعی و سياسي است.در نظام دموكراسي كوشيده مي شود تا افراد « شهروند » بار آيند.به گفته راسل در دموكراسي هيچ مرد و يا زني نبايد برده يا شورشي باشد , بلكه بايد « شهروند » باشد و سهم خود و ديگران را بالسويه بداند.

 بنا بر باور « كمبل» , دمكراسي بيش از آنكه مكانيسمي براي حكومت كردن باشد , بالواقع , يك فرهنگ است , براي تسريع و تثبيت آزادي , شما بايد نه تنها ظواهر خارجي جامعه و ساختار حكومت را تغيير دهيد ـ ساختار دولت را دموكراتيك كنيد ـ , بلكه نوعي تغيير دروني الزامي است . تغيير در بينش ، رفتارها و فرهنگ . مردم در نظامهاي دموكراتيک , بايد به جاي اينكه , انسان هايی خنثي در حكومت محسوب شوند, لازم است به عنوان شهروند , مسوليت بپذيرند. به عبارت ديگر آنها بايد انسانهاي توانمندي باشند و فقط زماني دموكراسي مي تواند داراي كارايی و اثربخشي باشد كه افراد جامعه از درون تغيير كنند و اين تغيير ميسر نمی شود ، مگر به مدد تربيت. 

 تمامي نظامهاي سياسي دنيا كه به اقتباس از انديشه ها و مفاهيم سياسي غرب ، درصدد بناي جامعه سياسي خويش بر آمدند و در اين راه توفيق چنداني بدست نياوردند , به دليل پشت گوش انداختن اين تغيير و مفهوم فربه اي چون « تربيت » بوده است. روشنفکران در چنان نظامهايی ، در بهره گيري از مفاهيم سياسي انديشمنداني غربی چون توماس هابز ، جان لاك ، جان استوارت ميل ، ژان ژاك روسو و ديگران , به ظاهر انديشه ها توجه كردند و از درک ضمانت اجرايی  مفاهيم سياسي آنها غفلت نمودند . در حاليكه قبل از توجه به مفاهيمي چون آزادي , قانون , عدالت , مجلس , مشروطه خواهي , ميبايست نقل مجلس روشنفكران به تربيت آدمهاي      مي شد كه قرار بود اين اصول را در زندگي اجتماعي و سياسي خويش پياده سازند. در نظامهاي دمكراسي كه روسو , جان لاك و ديگر خداوندگان انديشه سياسي راهبر شان بودند , قصه , روايت ديگري داشت. براي مثال روسو بيش از آنكه در حوزه سياست به مقام والا دست يابد , در حوزه تربيت بر ذروه و قله شامخي بود. به عبارت ديگر روسو , راز تحقق « قرارداد اجتماعي » را در تربيت ميدانست و يكي از بزرگترين و شايد مي توان گفت تاثير گزارترين اثر تربيتي جهان , يعني « اميل » اثر اين انديشمند، در همين راستا به رشته تحرير درآمد.

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
عباس اسدی ـ فرانسه

سلام خوشحالم که مطالب عالمانه از شما می بینم در صورت امکان فاصله سطر ها را ۲ سانت بده که هم زیبا می شود و هم خواننده از خواندن لذت بیشتری می برد قلمت پرتوان واندیشه ات سبز بادا

هادی یاوری

با سلام ديشب پيغامي که نوشتم در فرستادنش اينترنت قطع شد وپيام تبريکم فرستاده نشد به هر حال ضمن اين که وبلاگتان را خواندم و واقعا آنرا مانند مصاحبتتان غنيمت و مفيد يافتم و ادامه اش را چشم انتظار خواهم بود چند نکته هم به نظرم رسيد که مناسب دانستم بگويم يکي وجود سهل انگاري هاي املايي بود ديگري استفاده از همزه در آخر کلمات (که بهتر است بکار نرود چرا که آسان تر نيز هست مثلا به جاي املاء بهتر است بنويسيم املا و به جاي املاء لغت بهتر است بنويسيم املاي لغت و و و نکته ديگر اين که با وجود اين که خواسته ايد در دامان ژورناليسم نيفتيد در آغازین بند ها از جملات کوتاه با ضرباهنگ تند و شتابناک سود برده ايد و اين گفتارتان را به ژورناليسم شبيه مي کند جسارتم را ببخشيد منتظر ادامه مطلب تان خواهم بود .

سید محمد مرد

سلام محمد جان خیلی حال کرمدم بعد از مدتی بلاخره جهانی شدی خوب مینویسی جالب است کمی آموزگارانه و سنگین شاید می خواهی رضازاده فلسفه ایران شوی به هر حال منتظر نوشتگانت هستم تا از آن تلذذ ببرم (با اجازه آقای دکتر یاوری) راستی هادی دکتر شده ها بنویس محکم محکم بنویس

غلامرضا کیوان

سلام محمد عزيز بالاخره من هم به جمع خوانندگان مطالب شما پيوستم.البته به جمع نظر دهندگان.هميشه خوب ميگفتی و الان خوب هم می نويسی.اميدوارم هميشه چنين باشی.